مدل اسکار (OSCAR) در کوچینگ چیست؟
سرفصل های مقاله
مدیران و رهبران در سطوح مختلف سازمان همواره با چالشها و مسائل پیچیدهای در زمینه عملکرد فردی و تیمی روبهرو هستند؛ مسائلی که برطرف کردن اصولی آنها نیازمند بهرهگیری از مهارتها و چارچوبهای استاندارد کوچینگ است. در دنیای حرفهای هدایت و توسعه، مدلهای گوناگونی برای پیشبرد مکالمات اثربخش توسعه یافتهاند، اما یکی از کاربردیترین و نتیجهمحورترین آنها، مدل اسکار (OSCAR) است.
این چارچوب بهجای تمرکز فرساینده بر گذشته و کندوکاو در چرایی شکلگیری مشکلات، بر دستیابی به نتیجه دلخواه، یافتن راهحلهای عملی و ترسیم مسیری شفاف بهسوی موفقیت تمرکز دارد. در این مقاله از مجله مرکز کوچینگ پریسا احمدی منش ضمن بازتعریف دقیق این رویکرد و بررسی تفاوت ساختاری آن با مدلهای همنام، نحوه بهرهگیری از آن را بررسی میکنیم.
مدل کوچینگ اسکار (OSCAR) به زبان ساده
مدل اسکار یک نقشه راه ساختاریافته، هدفمند و عملگرایانه در فرآیند کوچینگ است که مراجع را از نقطه ابهام و سردرگمی به سمت اقدامهای ملموس و قابل ارزیابی هدایت میکند. ساختار اسکار به مراجع کمک میکند تا بهجای غرق شدن در جزئیات حاشیهای مشکل، نگاهی واقعبینانه به وضعیت فعلی بیندازد، تمامی انتخابهای پیشِ رو همراه با پیامدهای هرکدام را بسنجد و در نهایت یک تعهد عملیاتی برای اقدام ایجاد کند.
این مدل بهدلیل سادگی در فهم و در عین حال عمق تحلیلی بالا، یکی از محبوبترین ابزارهایی است که در کلاسهای آموزش و تربیت کوچ به عنوان الگویی برای توسعه فردی و مدیریت عملکرد تدریس میشود.
تاریخچه پیدایش مدل اسکار؛ از سال ۲۰۰۲ تا کنون
مدل OSCAR در سال ۲۰۰۲ میلادی توسط دو کوچ برجسته بریتانیایی به نامهای اندرو گیلبرت (Andrew Gilbert) و کارن وایتهورث (Karen Whittleworth) در سازمان Coaching Cultures طراحی و معرفی شد. انگیزه اصلی خلق این ابزار، ارتقای عملکرد کاری مدیران و تیمها بود؛ گیلبرت و وایتهورث متوجه شدند که بسیاری از مدلهای سنتی گفتگو در سازمانها، زمان زیادی را به ارزیابی نقاط ضعف اختصاص میدهند و در طراحی گامهای اجرایی و شفافسازی پیامدها دچار کاستی هستند.
آنها مدل اسکار را بهعنوان فرمانی تکاملیافتهتر معرفی کردند تا مدیران و سرپرستان بتوانند مکالمات کوچینگی سریع، دقیق و متمرکز بر دستاورد را در دپارتمانهای خود پیادهسازی کنند.
تفاوت حیاتی میان دو مدل OSCAR و OSKAR چیست؟ (رفع یک اشتباه رایج)
یکی از خطاهای متداول در مقالات و آموزشهای غیرتخصصی، یکی دانستن دو چارچوب OSCAR و OSKAR است؛ در حالی که این دو مدل با وجود شباهت اسمی و سال انتشار یکسان (۲۰۰۲)، ساختار و خاستگاههای متفاوتی دارند:
-
مدل OSCAR (موضوع این مقاله – اثر گیلبرت و وایتهورث):
حرف C در این مدل نشاندهنده Choices and Consequences (انتخابها و پیامدها) است. تمرکز بنیادین این مدل بر تصمیمگیری آگاهانه، بررسی مسئولیت و سنجش دقیق نتایج حاصل از هر اقدام در محیطهای کاری و فردی است.
-
مدل OSKAR (اثر مارک مککرگو و پل جکسون):
این مدل برآمده از رویکرد کوچینگ راهحلمحور (Solution-Focused Coaching) است. حروف آن شامل Outcome (نتیجه)، Scaling (مقیاسبندی میزان پیشرفت از ۱ تا ۱۰)، Know-how (تکیه بر تجارب و مهارتهای گذشته مراجع)، Affirm & Action (تایید توانمندیها و اقدام) و Review (مرور دستاوردها) است.
آگاهی از این تفاوت تخصصی برای هر کوچ حرفهای ضروری است؛ چرا که مدل OSCAR با تکیه بر تحلیل انتخابها و پیامدهای آنها، رویکردی استراتژیکتر برای حل تعارضات مدیریتی و تصمیمگیریهای پرریسک ارائه میدهد.
۵ مرحله اصلی مدل اسکار (OSCAR) در کوچینگ
مدل OSCAR از ۵ مرحله پیوسته تشکیل شده است که مراجع را از ابهام ذهنی به سوی اقدام عملی و بازبینی مستمر رهنمون میسازد. در ادامه، هر یک از این گامها را به شکلی دقیق و به همراه پرسشهای قدرتمند کوچینگی متناظر با آنها بررسی میکنیم:
۱. نتیجه یا هدف (O – Outcome)؛ ترسیم شفاف نقطه مقصد
در اولین گام از مدل اسکار، کوچ مراجع را هدایت میکند تا نتیجه نهایی و شفافی که به دنبال آن است را تصویرسازی و تعریف کند. برخلاف تعیین اهداف مبهم و کلی، در این بخش کوچ کمک میکند تا فرد میان «فرآیند جلسه» و «خروجی نهایی» تمایز قائل شود. وقتی هدف از ابتدا به شکلی روشن و با جزئیات دقیق مشخص شود، تمام گامهای بعدی دارای جهت و چارچوب مشخص خواهند بود.
-
پرسشهای قدرتمند کوچ در این مرحله:
-
در پایان این فرآیند یا جلسه، دقیقاً به چه نتیجه ملموسی میخواهی برسی؟
-
اگر به این دستاورد برسی، چه تفاوتی در محیط کار، رفتار یا احساساتت ایجاد میشود؟
-
چگونه متوجه خواهی شد که به این نتیجه نهایی دست یافتهای؟ (شواهد موفقیت چه هستند؟)
-
۲. بررسی موقعیت یا وضعیت فعلی (S – Situation)؛ مشاهده واقعبینانه بدون قضاوت
در مرحله Situation، هدف ثبت دقیق و منصفانه موقعیت فعلی فرد یا تیم است. در این بخش، بدون ملامت و تعصب، عوامل زمینهای، دادههای موجود و محدودیتهای مراجع شفافسازی میشوند. ابزارهایی مانند تحلیل SWOT نیز میتوانند در این بخش به کوچ و مراجع کمک کنند تا نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها را با وضوح بیشتری ببینند. شناخت شفاف نقطه شروع، از پیشفرضهای اشتباه و تصمیمگیری بر اساس توهم جلوگیری میکند.
-
پرسشهای قدرتمند کوچ در این مرحله:
-
در حال حاضر وضعیت چطور است و دقیقاً با چه شرایطی روبهرو هستی؟
-
چه عواملی شرایط فعلی را پیچیده کردهاند و چه موانعی از حرکتت جلوگیری میکنند؟
-
برای تغییر این شرایط، تا این لحظه چه تلاشهایی انجام دادهای و نتیجه چه بوده است؟
-
۳. انتخابها و پیامدها (C – Choices and Consequences)؛ مغز متفکر مدل اسکار
مهمترین تمایز مدل OSCAR نسبت به بسیاری از چارچوبها در همین گام نهفته است؛ تمرکز همزمان بر «گزینهها» و «عواقب هر گزینه». در این مرحله مراجع تشویق میشود تمام سناریوها و راهحلهای ممکن—از گزینههای عادی تا راهحلهای جسورانه—را روی میز بگذارد. سپس، پیامد مثبت و منفی هر انتخاب ارزیابی میشود تا تصمیمگیری نهایی سنجیده، مسئولانه و پایدار باشد.
-
پرسشهای قدرتمند کوچ در این مرحله:
-
اگر هیچ محدودیتی نداشتی، چه مسیرها و انتخابهایی پیش روی خودت میدیدی؟
-
پیامد مستقیم انتخاب گزینه الف برای خودت، تیم و پروژهات چه خواهد بود؟
-
در بدترین حالت و بهترین حالت با انتخاب هر کدام از این راهکارها چه رخ میدهد؟
-
۴. اقدامات ملموس (A – Actions)؛ تبدیل بینش به گامهای عملی
آگاهی بدون اقدام هیچ تحولی ایجاد نمیکند. در مرحله Actions، راهحلهای برگزیده در گام قبل به یک برنامه اجرایی شفاف و زمانبندیشده تبدیل میشوند. تعهد مراجع در این مرحله حیاتی است؛ بنابراین اقدامات باید کاملاً در کنترل فرد، قابل سنجش و واقعبینانه باشند تا بین ایدهپردازی و واقعیت پلی استوار ایجاد شود.
-
پرسشهای قدرتمند کوچ در این مرحله:
-
اولین و در دسترسترین گامی که میتوانی در ۲۴ تا ۴۸ ساعت آینده برداری چیست؟
-
این اقدامات را دقیقاً تا چه زمانی و چگونه به پایان خواهی رساند؟
-
اگر در مسیر اجرای این گامها با مقاومت درونی یا بیرونی مواجه شدی، چه تدبیری داری؟
-
۵. بازبینی و ارزیابی (R – Review)؛ بستن حلقه یادگیری و تعهد
آخرین مرحله مدل اسکار بر پایش پیشرفت و استخراج یادگیری از مسیر طیشده تمرکز دارد. جلسات Review صرفاً ارائه گزارش پیشرفت نیستند، بلکه فضایی حمایتی برای تحلیل آنچه جواب داده، شناسایی اصلاحات مورد نیاز، تثبیت مسئولیتپذیری مراجع و جشن گرفتن دستاوردهای کوچک و بزرگ محسوب میشوند.
-
پرسشهای قدرتمند کوچ در این مرحله:
-
از آغاز اجرای اقدامات، چه درسها و تجاربی درباره خودت و نحوه کارت به دست آوردهای؟
-
چه بخشهایی از برنامه دقیقاً مطابق پیشبینی پیش رفته و چه مواردی نیازمند اصلاح است؟
-
برای حفظ این دستاورد و تداوم موفقیت، چه مراقبتها و اقداماتی نیاز داری؟
-
نمونه گفتگوی یک جلسه واقعی با مدل اسکار
برای درک بهتر نحوه پیادهسازی این ۵ گام در یک جلسه کوچینگ، سناریوی زیر را میان یک کوچ حرفهای و یک مدیر میانی (مراجع) که با چالش واگذاری وظایف و فرسودگی شغلی روبهرو است، بررسی میکنیم:
-
گام اول: O – تعیین نتیجه مطلوب (Outcome)
-
کوچ: «میخواهی در پایان این جلسه به چه دستاورد مشخصی برسی که حس کنی زمانت به بهترین شکل صرف شده است؟»
-
مراجع: «میخواهم بار کاری روزانهام سبکتر شود و روشی پیدا کنم که بتوانم پروژهها را به سرپرستان تیم بسپارم بدون اینکه کیفیت کار افت کند.»
-
-
گام دوم: S – تحلیل موقعیت فعلی (Situation)
-
کوچ: «در حال حاضر وضعیت روز کاری و نحوه تقسیم وظایف بین تو و اعضای تیم چگونه است؟»
-
مراجع: «روزانه بین ۱۰ تا ۱۲ ساعت کار میکنم. بیشتر وقتم صرف پاسخ به سوالات جزئی و بررسی نهایی کارهای تیم میشود، چون نگرانم بدون نظارت مستقیم من اشتباهی رخ دهد.»
-
-
گام سوم: C – بررسی انتخابها و پیامدها (Choices & Consequences)
-
کوچ: «برای خروج از این چرخه، چه راهحلها و انتخابهایی داری و پیامد هرکدام برای تو و تیمت چیست؟»
-
مراجع: «انتخاب اول این است که وضعیت را تغییر ندهم، که پیامدش فرسودگی کامل من و توقف رشد تیم است. انتخاب دوم این است که بخشی از کارهای روتین را انتخاب کنم و همراه با چکلیست تحویل دو نفر از کارشناسان ارشد بدهم؛ پیامد کوتاهمدتش صرف چند ساعت وقت برای آموزش است، اما پیامد بلندمدتش آزاد شدن حدود ۱۵ ساعت از زمان هفتگی من خواهد بود.»
-
-
گام چهارم: A – طراحی اقدام ملموس (Actions)
-
کوچ: «از بین این گزینهها، دقیقاً چه قدم اجرایی و مشخصی را در روزهای آینده برمیداری؟»
-
مراجع: «فردا فهرست کارهای روتین هفتگیام را استخراج میکنم. روز سهشنبه جلسه یکساعتهای با دو سرپرست ارشد میگذارم، مسئولیت پروژه الف را با شفافسازی اختیارات به آنها تفویض میکنم و سیستم گزارشدهی روزانه را فعال میکنم.»
-
-
گام پنجم: R – چارچوب بازبینی و ارزیابی (Review)
-
کوچ: «چگونه میزان موفقیت و اجرای این برنامه را ارزیابی خواهی کرد و چه زمانی به مرور آن مینشینیم؟»
-
مراجع: «آخر هفته میزان ساعات حضورم در کارهای اجرایی پروژه الف را میسنجم. در جلسه دوشنبه آینده نتایج و چالشهای این واگذاری را با هم بازبینی میکنیم.»
-
مقایسه همهجانبه مدل اسکار با سایر مدلهای کوچینگ
یکی از دغدغههای اصلی مربیان و مدیران، انتخاب مدل مناسب برای موقعیتهای گوناگون است. مدلهای مطرحی همچون GROW، CLEAR و FUEL هر یک تمرکز ویژهای دارند. در جدول زیر، تمایزهای کلیدی این چارچوبها در کنار مدل OSCAR مقایسه شده است:
| مدل کوچینگ | بنیانگذاران / خاستگاه | اجزای اصلی | نقطه تمرکز کلیدی | بهترین کاربرد |
| OSCAR | گیلبرت و وایتهورث (۲۰۰۲) | Outcome, Situation, Choices, Actions, Review | سنجش پیامد انتخابها، همدلی و ساختار عملکرد | حل مسائل پیچیده مدیریتی، توسعه شغلی، عملکرد تیمی |
| GROW | سر جان ویتمور و گراهام الکساندر (دهه ۱۹۸۰) | Goal, Reality, Options, Will/Way forward | تعیین هدف، مواجهه با واقعیت و اراده اقدام | اهداف فردی ساده، جلسات کوتاه توسعه مهارت |
| CLEAR | پیتر هاوکینز (دهه ۱۹۸۰) | Contract, Listen, Explore, Action, Review | رابطه کوچینگی عمیق، قرارداد شفاف و شنیدن فعال | کوچینگ تحولآفرین (Transformational)، منتورینگ |
| FUEL | جان زینگر و جو فولکمن (کتاب The Extraordinary Coach) | Frame, Understand, Explore, Lay out | توانمندسازی، مالکیت مراجع و شفافسازی زمینه | مکالمات روزمره رهبران سازمانی با کارکنان |
مقایسه عمیقتر: چرا مدل اسکار فراتر از مدل گرو (GROW) عمل میکند؟
مدل GROW پایهگذار تفکر مدرن کوچینگ است و سادگی فوقالعادهای دارد. با این حال، مدل OSCAR دو ارتقای اساسی بر روی آن ایجاد کرده است:
-
بررسی پیامدها (Consequences): در مدل GROW، مرحله Options صرفاً بر بارش فکری و ارائه گزینهها تمرکز دارد؛ اما در OSCAR، مراجع موظف است اثرات ثانویه و عواقب هر گزینه را پیش از اتخاذ تصمیم سبکسنگین کند.
-
چرخه بازبینی نهادینهشده (Review): در حالی که مرحله پایانی GROW یعنی Will اغلب به تعیین اراده برای اقدام ختم میشود، حرف R در OSCAR بستری استاندارد برای سنجش، یادگیری پس از عمل و پاسخگویی مداوم فراهم میآورد.
مزایا و محدودیتهای مدل OSCAR در عمل
هیچ چارچوبی در کوچینگ کامل و بدون نقص نیست. شناخت نقاط قوت و چالشهای مدل اسکار به کوچها و رهبران سازمان کمک میکند تا در زمان و جایگاه مناسب از آن استفاده کنند:
مزایای کلیدی مدل اسکار
-
تصمیمگیری واقعگرایانه و کاهش ریسک: بهدلیل تمرکز همزمان بر انتخابها و پیامدهای آنها (Consequences)، مراجع تصمیمهای هیجانی یا خام نمیگیرد و اثر هر تصمیم را از ابعاد مختلف میسنجد.
-
ایجاد حلقه یادگیری پایدار (Continuous Learning): مرحله Review مانع از رها شدن فرآیند پس از تعیین اقدامات میشود و مراجع را مسئولیتپذیر و منعطف نگه میدارد.
-
قابلیت پیادهسازی آسان در محیطهای سازمانی: زبان این مدل منطقی، هدفمحور و دور از اصطلاحات انتزاعی است؛ بنابراین مدیران غیرکوچ نیز به سرعت میتوانند آن را در جلسات ۱-on-۱ و ارزیابی عملکرد به کار بگیرند.
-
تلفیق همدلی و عملگرایی: در مرحله Situation بستر عمیقی برای درک چالشهای مراجع ایجاد میشود، بدون اینکه جلسه به جلسهای منفعل یا دردودلمحور تبدیل شود.
محدودیتها و چالشها
-
احتمال درگیر شدن در تحلیل بیش از حد (Analysis Paralysis): اگر در مرحله بررسی پیامدها تعادل حفظ نشود، مراجع ممکن است دچار ترس از عواقب و تعلل در تصمیمگیری شود.
-
نیاز به تجربه بالای کوچ در کنترل زمان: بررسی همزمان موقعیت، گزینهها و عواقب آنها زمانبر است و در جلسات بسیار کوتاه (زیر ۳۰ دقیقه) پیادهسازی کامل آن مهارت بالایی میطلبد.
چگونه از مدل اسکار در سازمان و توسعه فردی استفاده کنیم؟
مدل OSCAR ماهیتی دوگانه و بسیار منعطف دارد و هم در بستر لایف کوچینگ و هم در بیزینس و مدیریت سازمانی کاربرد چشمگیری دارد:
۱. پیادهسازی در جلسات ارزیابی عملکرد و کوچینگ سازمانی
مدیران در نقش کوچ میتوانند از اسکار بهعنوان چارچوب بازخورد و توافق عملکردی بهره ببرند:
-
به جای دیکته کردن دستورات، با کارمند روی نتیجه دلخواه (Outcome) توافق کنید.
-
موانع محیطی، مهارتهای مورد نیاز و چالشهای پروژه را در فاز Situation بدون سرزنش موشکافی کنید.
-
از کارمند بخواهید گزینههای حل مسئله و عواقب احتمالی را خودش روی میز بگذارد.
-
اقدامات اجرایی (Actions) را با شاخصهای کلیدی عملکرد (KPIs) پیوند دهید و در جلسات بعدی (Review) روند پیشرفت را پایش کنید.
۲. بهرهگیری در لایف کوچینگ و خودکوچینگی (Self-Coaching)
در تغییر رفتارهای فردی و توسعه مهارتهای شخصی، مدل اسکار ابزاری بینظیر برای نظمبخشی ذهنی است. فرد میتواند دفترچهای اختصاص دهد و هنگام مواجهه با هر دوراهی یا چالش شخصی، این ۵ پرسش اصلی را مکتوب پاسخ دهد تا بر اضطراب ناشی از ندانستن غلبه کرده و شفافیت عملیاتی به دست آورد.
پیشنهاد ویژه آکادمی برای علاقهمندان به حرفه کوچینگ:
تسلط بر متدهای گفتگو مانند مدل اسکار، تنها زمانی بالاترین اثرگذاری را ایجاد میکند که با مهارتهای شنیدن فعال، حضور، پرسشگری حرفهای و شخصیتشناسی همراه باشد. اگر علاقهمندید به عنوان یک کوچ معتبر بینالمللی وارد این مسیر شوید یا سبک رهبری خود را در سازمان متحول کنید، به صفحه دوره کوچینگ در مرکز کوچینگ و شخصیتشناسی پریسا احمدیمنش سر بزنید.
پرسشهای متداول درباره مدل کوچینگ اسکار (FAQ)
۱. مدل اسکار (OSCAR) در کوچینگ مخفف چیست؟
این مدل مخفف ۵ واژه انگلیسی است:
-
O (Outcome): نتیجه و دستاورد دلخواه
-
S (Situation): تحلیل وضعیت و موقعیت فعلی
-
C (Choices & Consequences): بررسی انتخابها و پیامد هر گزینه
-
A (Actions): طراحی گامهای ملموس و زمانبندیشده
-
R (Review): بازبینی، پایش پیشرفت و یادگیری از تجارب
۲. تفاوت اساسی میان مدل OSCAR و مدل GROW چیست؟
مدل اسکار نسخه توسعهیافته و دقیقتر مدل GROW است. در اسکار، فاز بررسی گزینهها عمیقتر شده و پیامد هر تصمیم (Consequences) پیش از انتخاب سنجیده میشود. همچنین مرحله پایانی اسکار بر بازبینی مستمر (Review) استوار است، در حالی که گام پایانی گرو (Will) صرفاً بر اراده و تمایل به اقدام تاکید دارد.
۳. آیا مدل اسکار برای اهداف شخصی و لایف کوچینگ هم مناسب است یا صرفاً سازمانی است؟
اگرچه گیلبرت و وایتهورث این مدل را در ابتدا برای ارتقای عملکرد مدیران و سازمانها توسعه دادند، اما ساختار منطقی و نتیجهمحور آن، مدل اسکار را به یکی از قدرتمندترین ابزارهای لایف کوچینگ و خودکوچینگی (برای مسائلی مثل مدیریت زمان، تغییر عادات و تصمیمگیریهای پرچالش زندگی) تبدیل کرده است.
۴. چه تفاوتی میان مدل OSCAR با نوشتار C و مدل OSKAR با نوشتار K وجود دارد؟
مدل OSCAR (با حرف C) بر گزینهها و عواقب در محیط کار تمرکز دارد؛ در حالی که مدل OSKAR (با حرف K) متعلق به مککرگو و جکسون است و در کوچینگ راهحلمحور برای مقیاسبندی پیشرفت (Scaling) و بهرهگیری از دانش قبلی مراجع (Know-how) استفاده میشود.
نوشته های تازه
تغییر از اینجا شروع میشود. با ما تماس بگیر
فرم زیر را پر کنید تا تیم پشتیبانی ما در اسرع وقت با شما تماس بگیرند.



سلام خدا قوت
این مقاله در مورد مدل اسکار هست
این مدل به جای تمرکز بر مشکل و علت ،بر یافتن راه حل و تعیین اهداف تاکید دارد
کلمه oscar تشکیل شده از :
O=نتیحه یا هدف
S=شناسایی موقعیت یا مشکل
C=بررسی گزینه ها و راه حل ها
A=اقدامات
R=بازبینی
و از تفاوت مدل گرپ با اسکار صحبت شده که بسیار مفید هست
با سپاس 🌹
سلام و درود. سپاس از توجه شما
با سلام و درود
چیزی که برای من در این مدل پررنگ تر هست نسبت به مدل گرو بخش بازخورد هستش که امکان اصلاح گام های مسیر برای رسیدن به هدف را میسر میکنه و بنابراین انعطاف مدل بیشتر هستش مشتقاقم تا با جلسات رول پلی این مدل بیشتر آشنا بشم.
با تشکر از مقاله خوبتون
درود و احترام. سپاس از توجه شما
درود.
تشکر از تألیف و اشتراک گذاری مقاله.
«یکی از انواع مدل های کوچینگ،مدل اسکار است.این مدل برای کمک به مدیران در جهت حل مشکلات پیچیده و بهبود عملکرد کارکنان بسیار کاربردیست.»
✓«مدل اسکار به جای تمرکز بر مشکل و علت،بر یافتن راه حل،تعیین اهداف و ایجاد مسیری روشن به سمت موفقیت تأکید دارد.»
✓ ۵ ستون مدل اسکار:
۱_ نتیجه یا هدف،
۲_ شناسایی موقعیت یا مشکل،
۳_ بررسی گزینه ها و راهکارهای موجود،
۴_ اقدامات،
۵_ بازبینی.
✓«در این مدل بر همدلی،شفافیت و بازخورد مستمر تأکید می شود.»
با احترام
معین داودی_دانشپذیر کد 4 منتورینگ کوچینگ حامی اندیش.
درود و احترام. سپاس از همراهی شما.
این مقاله، مدل OSCAR را بهصورت ساختاریافته و کاربردی معرفی کرده و نقطه قوت آن، تأکید بر حرکت از هدفگذاری تا اقدام و بازبینی است. بهخصوص مرحلهی Review کمک میکند کوچینگ به یک برنامه صرفاً نظری محدود نشود و یادگیری و اصلاح مسیر هم ادامه داشته باشد. در مجموع، OSCAR میتواند چارچوب مناسبی برای گفتوگوهای هدفمند و پیگیری پیشرفت مراجع باشد.
با تشکر از استاد عزیزم خانم دکتر پریسا احمدی منش
سپاس فراوان بابت مقاله اثربخش
مدل اسکار یک نقشه راه ساختاریافته، هدفمند و عملگرایانه در فرآیند کوچینگ است که مراجع را از نقطه ابهام و سردرگمی به سمت اقدامهای ملموس و قابل ارزیابی هدایت میکند. ساختار اسکار به مراجع کمک میکند تا بهجای غرق شدن در جزئیات حاشیهای مشکل، نگاهی واقعبینانه به وضعیت فعلی بیندازد، تمامی انتخابهای پیشِ رو همراه با پیامدهای هرکدام را بسنجد و در نهایت یک تعهد عملیاتی برای اقدام ایجاد کند.
سپاس از همراهی شما.
با سلام و تشکر بابت به اشتراک گذاری این مقاله ارزشمند
در مدل GROW، مرحله Options صرفاً بر بارش فکری و ارائه گزینهها تمرکز دارد؛ اما در OSCAR، مراجع موظف است اثرات ثانویه و عواقب هر گزینه را پیش از اتخاذ تصمیم سبکسنگین کند.
سپاس از همراهی شما.